تبليغاتX
تجلی
شفيعي كدكني، محمد قهرمان، اخوان ثالثبه کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر!‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها به باران
برسان سلام ما را

 لينك‌هاي مرتبط:

پرونده محمدرضا شفيعي كدكني در اعتماد ملي

محمدابراهيم باستاني پاريزي

تقي پورنامداريان

جمال ميرصادقي

شفيعي كدكني در ويكي‌پديا

 

+ چهارشنبه 20 شهریور1387 در ساعت 15:44 |
سعدي

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران

 

هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد قطع امیدواران

 

با ساربان بگویید احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

 

بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت

گریان چو در قیامت چشم گناهکاران

 

ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد

از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

 

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران

 

چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت

باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران

لينك‌هاي مرتبط:

سعدي در گنجور

سعدي در ويكي‌پديا

 

+ چهارشنبه 13 شهریور1387 در ساعت 14:27 |
محمدجعفر ياحقيياحقي: یك پیكره‌ای را در نظر بگیرید كه در جغرافیای ایران به عنوان فرهنگ ایرانی در دوره مشروطه به دوران ضعف و نقاهت خود رسیده بود. اما آن‌چه كه در بیرون این جغرافیا رخ داد و اتفاق می‌افتاد تاثیرات ویژه‌ای گذاشت. در اطراف‌مان حركت‌های سیاسی دیدیم. انقلاب كبیر فرانسه، استعمار در آن قرون، انقلاب صنعتی و اینها چیز‌هایی نبود كه گریزی از آن داشته باشیم. چنانكه امروز مسائلی كه در دنیا می‌گذرد، ما هرچقدر هم كه خودمان را محدود كنیم، بر ما تاثیر می‌گذارد. ما ناگزیر با این تمدن‌ها درگیر شدیم. یكی از این مسائل، جنگ‌های ایران و روس‌ در دوره قاجار بود كه ضایعات و خطرات بسیاری بر فرهنگ ایران به‌جا گذاشت، اما یك فایده هم داشت و آن این‌كه چشم و گوش مردم ایران را باز كرد.

گفت‌وگو با محمدجعفر ياحقي درباره ادبيات مشروطه

 

+ سه شنبه 5 شهریور1387 در ساعت 14:1 |