ما ملتي شعردوست بوده و هستيم. شعر در خون مردمان ما ميجوشد. هرجا ميخواهيم ضربالمثلي بگوييم، از شعرها الهام ميگيريم. هرگاه بخواهيم سخن خود را محكم كنيم از شعرها كمك ميگيريم و حافظه ما نيز شعرها را خوب بهخاطر ميسپارد. گويي شعر قسمتي از سرشت ماست. شايد جريان ادبي منظوم فقط به ايران محدود نباشد. اين جريان در مغرب زمين نيز سابقهاي ديرينه دارد. ايلياد، اديسه و انهايد و بسياري از آثار غنايي در اروپا به نظم سروده شدهاند. همزمان با تغييرات در اروپا و همزمان با انقلاب صنعتي و تحولات رنسانس، اين تغيير به زيرمجموعههاي ادبي نيز منتقل شد. آرمانگرايان كلاسيسيسم مردند و حماسههاي خود را به گور بردند. پس از آن فاتحه اشعار غنايي دوره رومانتيسم نيز خوانده شد تا دوران رئاليسم فرا رسد.
تجلی
وبلاگ سجاد روشنی
+ دوشنبه 26 آذر1386 در ساعت
10:19 |
خيليها ميگويند كه وقتي در زبان فارسي گنجينههاي كلاسيك و آثار ماندگاري چون تاريخ بيهقي، كليله و دمنه و گلستان سعدي وجود دارد كه هم در آن قصه گفته ميشود و هم پند ميدهد و هم منطبق با فرهنگ ماست، چه لزومي دارد كه سراغ يك نويسنده كلاسيك آلمان برويم؟ حدادي مترجم فارسي آثار كلايست می گوید...
+ دوشنبه 12 آذر1386 در ساعت
10:50 |
پس از لغت نامه دهخدا كه چندي قبل نرم افزار آن به رايگان در ميدان انقلاب بساط شد، حالا نوبت به قرار گرفتن نسخ اينترنتي فرهنگ معين و لغت نامه دهخداست كه به صورت غير قانوني روي صفحات وب در اختيار كاربران قرار گيرد. باز هم دست عزيزان سارق و در عين حال فرهنگ دوست درد نكند كه ما را در انتظار تفاهمات و دست و دل بازي هاي مسئولان مربوط نمي گذارند تا بنشينيم و ورق به ورق و حرف به حرف لغات موجود در اين فرهنگ ها را جستجو كنيم.
+ شنبه 10 آذر1386 در ساعت
19:23 |

