تبليغاتX
تجلی

در آثار كلايست با شخصيتي آرمان‌خواه مواجهيم كه از آرمانش نمي‌تواند بگذرد. از ديد كلايست عدالت پايه كائنات است؛ چيزي نيست كه ساخته منطق انسان باشد.
عدالت به انسان وابسته نيست، بلكه انسان، موجوديت او و سلامت نفساني‌اش به عدالت وابسته است. وي براي اينكه بر بوم محدود آثار خودش اين نكته را به ما بگوييد، ناچار مي‌شود از عنصر‌هاي عرفاني و رازآميز و حتي افسانه‌اي كمك بگيرد تا عدالتي را كه در واقعيت محقق نشده به صورت نمادين در دنياي داستان به پيروزي برساند. همين ايمان او به هنرش و قلم‌اش اصالت مي‌بخشد.
آيا خود كلايست هم مرگ عادلانه‌اي داشت؟
به هر حال او انسان دوران بحران است. نظام آفرينش كه به همه انسان‌ها امكانات مساوي نداده. الان هم كودكي در سوئيس متولد مي‌شود و كودكي در سومالي. بهره اين دو از زندگي بسا هيچ يكسان نخواهد بود.

متن كامل>>

+ دوشنبه 14 آبان1386 در ساعت 12:20 |
"ديروز با تو بودم، ديروز ناگهان رفت
در يك كلام كوتاه:
قيصر به آسمان رفت"

انجمن شاعران در سوگ«قيصر شعر معاصر فارسي»

گزيده اشعار قيصر

سراج: قيصر دردانه شعر فارسي است

پيام تسليت خاتمي براي مرگ قيصر

شفيعي كدكني در سوگ قيصر اشك ريخت

مسجدجامعي: قيصر هميشه مي‌گفت وقت كم دارم

عكس هايي از سوگ دوستداران قيصر/1

عكس هايي از سوگ دوستداران قيصر/2

+ سه شنبه 8 آبان1386 در ساعت 15:42 |
شما در كلاس‌هايتان ميان سه مقوله نقد، تحليل و review تفاوت قائليد. آنچه مورد سوال من است، تحليل داستان كوتاه است. اگر تعريف تحليل داستان كوتاه، جداكردن عناصر داستان و بررسي هم‌پيوندي آنهاست، و اگر عناصر داستان، ثابت و مشترك است، از اين رو همه تحليلگران مي‌بايست يك حرف بزنند. پس خلاقيت و تفاوت‌هاي تحليلگران كجا نمايان مي‌شود؟
به گمانم نتيجه‌اي كه شما گرفته‌ايد، از آنچه من گفته‌ام برنمي‌آيد. من بين «نقد» (criticism) و «تحليل» (analysis) و «معرفي و بررسي» (review) تمايز قائل شدم زيرا بسياري از مطالبي كه با عنوان «نقدي بر رمان...» يا «نقد شعري از...» در نشريات ما منتشر مي‌شود، اساساً نقد به معناي دقيق كلمه نيست، بلكه غالباً بيانيه استنباط‌هاي نويسنده مقاله از يك متن ادبي است.

متن كامل>>

+ چهارشنبه 2 آبان1386 در ساعت 9:52 |