تبليغاتX
تجلی
نخستین نظرسنجی به پایان رسید.  خیلی ها انتقاد کردند نظرسنجی اول نه جذاب است نه علمی و نه کارشناسانه. آن ها استدلال می کردند بهترین کتاب، انتخابی نسبی است و هرکس نظر خود را دارد. از سوی دیگر ممکن کسی چند کتاب را دوست داشته باشد. و شاید کشی رمانی را بپسندد که جزو گزینه ها نبوده است. حرف آن ها منطقی است. اما پاسخ های من به عبارت زیر است:

۱- قرار نیست نظرسنجی جهانی بپا کنیم که آمارش قابل استناد باشد.

۲- این را می پذیرم که خودم هم همه آن کتاب ها را نخوانده ام. ولی به هرحال الز میان گزینه ها که سعی شده همه سلیقه ها را دربربگیرد یک رمان یافت می شود که را گرفته باشد.

با اين توضيحات نتايج نظرسنجي نخست با عنوان بهترين رمان به شرح زير است:

۱- صد سال تنهايي ۱/۶۱ درصد

۲- بيگانه ۶/۱۶ درصد

۳- وداع با اسلحه ۱/۱۱ درصد

۴- چهره مرد هنرمند در جواني و آناكارنينا ۵/۵ درصد

۵- برادران كارامازوف و  ۱۹۸۴ و خشم و هياهو بدون رأي

در نظرسنجي جديد كه تا پايان پاييز مي توانيد در آن شركت كنيد، قرار نيست حتما خودتان پيرو آن مكتب باشيد تا به آن رأي دهيد. منظور اين است كه فقط ببينم علاقه مندان بيشتر با كدام مكتب ارتباط برقرار مي كنند. مكتب ها را هم از زاويه ديد خود بنگريد، خواه ادبي، خواه هنري و خواه سياسي.

+ جمعه 30 شهریور1386 در ساعت 14:1 |

ما در سال 2007 زندگي مي‌كنيم و اگر اين جمله هميشه به معناي پيشرفت‌هاي علمي به كار مي‌رود، در اينجا منظور گستردگي گونه‌ها و قالب‌هاي ادبي است. روزگاري بود كه نوابغي چون ارسطو و افلاطون نه‌تنها فيلسوف، سياستمدار، ايدئولوگ، بلكه اديب نيز بودند. حتي در ايران نيز ابن‌سينا هم آثار ارسطو را تشريح مي‌كرد و هم درباره طب و قانون و منطق رساله مي‌نوشت. خيام نيز هم فلسفه مي‌دانست، هم طبيب بود، هم گاهي ستارگان را رصد مي‌كرد و هم شعر مي‌گفت و اديب بود. بعد اين روزگار و بزرگان آن، جاي خود را به امثال سروانتس‌ها و بعد از آن غول‌هاي هر مكتب ادبي دادند و ديگر رسيد به اين روزگار كه ادبيات تنها شعر نيست، تنها حكايت نيست، تنها رمان نيست، تنها داستان كوتاه نيست بلكه ادبيات همه اينها به علاوه نقد است.
متن کامل>>

+ جمعه 16 شهریور1386 در ساعت 11:52 |