نقد ، بررسي پژوهشي و تحليلي يک اثر است که با رعايت انصاف و زباني نرم عنوان مي شود و مي تواند به فهم يک اثر از سوي مخاطب کمک کند.
نقد اثر درحوزه هاي مختلف ادبي ، هنري ، فلسفي ، اجتماعي و رده هاي ديگر مطرح است.
اما پرسشي که اين گزارش براساس آن شکل گرفته ، واکاوي معناي نقد و جايگاه و اهميت آن در نهادينه کردن تفکر در جامعه است. بسياري از کارشناسان و صاحب نظران ميان دو مقوله نقد و انتقاد غرض ورزانه تفکيک قائل مي شوند و بسياري نيز بر اين باورند که در جامعه امروزي فکري ما آنچه وجود دارد ، انتقادهاي غرض ورزانه براساس حب و بغض ها با خالق اثر است. اين دسته از صاحب نظران معتقدند در نقد کتاب نام مولف هنگام نقد ، مقدم بر اثرش قرار مي گيرد و منتقدان بر اين اساس قضاوتي جهتدار دارند. از طرفي خانه کتاب نيز 3 سالي است به برگزاري جشنواره نقد کتاب با هدف اصالت مند کردن تفکر و نقد در جامعه اقدام کرده است. در اين گزارش تلاش شده است معناي نقد ، منصف و غرض ورزانه بودن نقد و کارکردهاي آن در کتابها ، رسانه ها و جامعه مورد بررسي قرار گيرد.
دکتر حسن ذوالفقاري ، مولف کتابهاي درسي و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس در تعريف نقد مي گويد: نقد بررسي منصفانه و همه جانبه يک اثر است که داراي زيربناي پژوهشي است. فرض کنيد کتابي منتشر شده و به صرف توجه به نام مولف اثر و اين که چون کتاب قبلي او را خوانده ايد و اين اثر نيز در راستاي کتاب قبلي است ، نبايد قضاوت کنيد و به نقد مولف به جاي اثر بپردازيد. به عبارت ديگر نقد ، بررسي اثر بدون توجه به منقال و ماقال است.
وي انصاف را نخستين شرط نقد توصيف و تصريح مي کند: اين موضوع را همه کساني که راجع به نقد گفته و نوشته اند ، توصيه کرده اند. در واقع منتقد بايد خوب و بد اثر را لحاظ کند. بسياري از منتقدان خوبي هاي اثري را مي بينند ؛ ولي در نقد خود از اما به بعد شروع به تخريب مي کنند. منظور از انصاف اين نيست که منتقد ، اثر را به 2 قسمت خوب و بد تقسيم کند ؛ بلکه در گفتن کاستي با زبان نرم ، ملايم و آرام رعايت انصاف و ادب را داشته باشد.
احمد سميعي گيلاني ، ويراستار ، مترجم و منتقد در اين باره مي گويد: غربي ها ، موضوع شرح و تحليل اثر را که ما صرفا شرح مي خوانيم ، نقد مي گويند. نقد امروزي درواقع همان شرح و تحليل اثر است. براي نمونه آثاري که دشتي درباره خيام ، خاقاني و مولانا نوشته ، شرح و تحليلي است که در غرب نقد محسوب مي شود. اثري که دکتر شفيعي کدکني درباره سنايي و عطار يا ريتر درباره عطار يا فريتس ماير درباره ابوسعيد ابوالخير يا مرحوم فروزانفر درباره عطار و مولانا نوشته اند ، همه نقد محسوب مي شوند. اين نوع نقد به خواننده در فهم اثر کمک مي کند و نويسنده را براي نگارش بهتر هدايت مي کند و نه نقد در جزييات.
وي درباره نقدهايي که بر فرهنگ عاميانه ابوالحسن نجفي نوشته شد ، مي افزايد: نقدهاي زيادي درباره اين فرهنگ منتشر شد ؛ اما نقدي که امروزي محسوب شود ، نقد دکتر حق شناس است. نقدهاي ديگر وارد جزييات شدند و فقط پاره ها و قطعاتي از اثر را مورد توجه قرار دادند و به کل توجه نکردند.
اين منتقد ، ويراستار و مترجم با اشاره به درجات شرح و تحليل اضافه مي کند: اگر شما بخواهيد اشعار خاقاني را شرح دهيد ، يک شرح معمولي است ؛ زيرا مشکلات اشعار خاقاني مشکلاتي نيست که حل ناشدني باشند. هر کسي با داشتن معلوماتي مي تواند آن مشکلات را رفع کند ؛ اما شرح و تحليل آثار عطار ، مولانا و سنايي افق ديگري دارد. کافي نيست شما معلومات محدودي درباره مثلا مفردات يا ترکيبات و جز آن داشته باشيد ؛ بلکه احاطه بيشتري مي خواهد.
ام اچ آبرامز ، منتقد معاصر امريکايي با طرح نمودار ساده اي ، اقسام روشهاي نقد را نشان داده است. برحسب نمودار او ، در انواع روشهاي نقد ، اثر ادبي يا به طور مجرد و به عنوان موجوديتي مستقل يا به لحاظ رابطه آن با يکي از 3 عنصر جهان ، مخاطب و نويسنده مورد بررسي قرار مي گيرد.
دکتر ذوالفقاري درباره کاربردها و کارکردهاي نقد در حوزه هاي رسانه اي براي انتقال به مخاطب اظهار مي کند: نقد يا در رسانه هايي همچون روزنامه ، راديو ، تلويزيون و حتي وبلاگ ها مطرح يا در کتاب منتشر مي شود. در روزنامه ها گرايش نقد نسبت به ديگر حوزه ها جوان پسندانه تر است. نقد در کتاب ، محتاطانه نوشته مي شود ؛ چراکه در کتاب از زمان نگارش تا مرحله چاپ زمان زيادي مي گذرد و ممکن است نويسنده بارها اثرش را مورد بازنگري قرار دهد و تغييراتي در آن اعمال کند. از اين رو در کتاب تيزي نقدها گرفته مي شود و فضاي محافظه کارانه تري به وجود مي آيد. ذوالفقاري درباره نقد عملي مي افزايد: حرکتي در خصوص شناخت معيارها و ملاکهاي نقد داستان و شعر صورت گرفته است ؛ ولي آنچه در قالب کتابها و نشستها صورت گرفته ، در حوزه نظريه پردازي بوده است. به طور عملي و عيني کمتر شاهد نقدهايي از نويسندگان و منتقدان بوده ايم ؛ مثلا کارهايي که دکتر پورنامداريان در اثرش با عنوان خانه ام ابري است و همچنين دکتر غلامحسين يوسفي در چشمه روشن و ديدار اهل قلم انجام دادند ، نقدهايي عملي محسوب مي شوند. آنها با استفاده از دستاوردهاي نقد ادبي شروع به ملموس کردن نقد ادبي و نشان دادن نمونه هاي نقد روي آثار کردند. هم اکنون نياز جامعه ما اين گونه نقدهاست.
دکتر ذوالفقاري يکي از لوازم نقد را دانش نقد توصيف و اظهار مي کند: دانش نقد به معناي دانستن اصول و مباني نقد و نقادي است. نقد مقوله اي مدرسي و اکتسابي است ؛ هرچند ممکن است استعداد نقادي به صورت ذاتي در شخص موجود باشد ، ولي دانش نقد ، اولي تر است. منتقد بايد لوازم نقد شامل تعاريف ، آشنايي با نظريات ، دانستن چارچوب ها ، معين کردن حدود و تعيين موضوع را بشناسد. شايد از همين روست که جوانان کمتر پا به عرصه نقد مي گذارند. دستيابي به دانش ، تجربه و لوازم نقد حاصل سالها ممارست و پافشاري است که افراد جاافتاده و داراي استقامت را مي طلبد.
رضا سيدحسيني مولف ، مترجم و منتقد نيز درباره نقد جوانان مي گويد: اين که منتقدان ما را بيشتر جاافتاده ها در مقايسه با جوانان تشکيل مي دهند، واقعيتي است. براي نقد اطلاعات لازم است. يک منتقد جاافتاده امکاناتش بيشتر است ؛ البته گاهي هم درباره جوانان بي انصافي مي شود. دختر جواني نزد من آمده بود و ايرادهاي يک کتاب فرانسوي ترجمه شده را بخوبي گرفته و الحق نقد بجايي به ترجمه کتاب بود. اين درباره نقد ترجمه بود که چاپ هم نشد، ولي جوانان بايد کوشش کنند.
سيدحسيني با ياد کردن از وضعيت نقد در زمان جواني خود اظهار مي کند: من نمي توانم بگويم همه نقدها هم اکنون غرض ورزانه است ، چرا که عده اي هم با حسن نيت مي نويسند. مقوله غرض مساله اي است که مثلا کسي با ديگري مشکل دارد و مي خواهد با نقد غرض ورزانه جبران کند ، ولي عده اي نيز تمام کوشش خود را براي بي طرفي به کار مي برند.
اين مترجم که اکنون يکي از مولفان فرهنگ آثار ايراني اسلامي است ، تصريح مي کند: خواه ناخواه بايد به مرحله اي برسيم که منتقد شناخته شده اي داشته باشيم و مردم او را قبول داشته باشند. وقتي نقدي امروز نوشته مي شود ، آيا کسي هست که نقدش خواننده را به خواندن آن اثر ترغيب کند. منتقد از نويسنده خوشش نمي آيد و اثرش را بايکوت مي کند و مي گويد درباره فلاني صحبت نکنيد. مساله اي که با صراحت مي گويم درباره رضا براهني به وجود آمده است. براهني دست کم 3 رمانش ارزش جهاني دارد و اکنون يکي از آثارش در فرانسه ترجمه و چاپ شده است. زماني که با يک نظريه پرداز مطلع صحبت مي کردم و حرف براهني مطرح شد ، مي گفت لطفا او را کنار بگذاريد و درباره اش صحبت نکنيد. من جا خوردم و تعجب کردم.
دکتر محمدرضا اسدي ، دبير سومين جشنواره نقد کتاب نيز در پاسخ به اين پرسش که چرا نقد در کشور نهادينه نمي شود ، اظهار مي کند: پاسخ به اين پرسش به کارشناسي نياز دارد. شايد با يک علت هم نتوان به پاسخ رسيد. يکي از دلايل اين است که ما به لحاظ نقد هنوز فارغ از گرايش هاي سياسي نشده ايم. جامعه ما بشدت سياسي است و اين فضاي سياست زده در هر مساله اي وارد شده است. يکي ديگر از دلايل اين که هنوز نقد در جامعه ما اصالت خود را نيافته است ؛ البته چند سالي است که باب توليد علم را مطرح مي کنيم ، ولي به لحاظ عملي کاري صورت نگرفته و در حد شعار باقي مانده و تفکر از نظر علمي در حاشيه بوده است. اين موضوع به دوران انقلاب محدود نمي شود و به ضرس قاطع عرض مي کنم که در 150 سال گذشته تفکر در حاشيه بوده است.