ای دل شکایتها مکن، تا نشنود دلدار من
ای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من؟
ای دل مرو در خون من، در اشک چون جیحون من
نشنیدهای شب تا سحر آن نالههای زار من؟
یادت نمیآید که او ميکرد روزی گفتوگو
میگفت: "بس، دیگر مکن اندیشه گلزار من
اندازه خود را بدان، نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تو را، کآگه شوی از خار من؟"
گفتم: "امانم ده به جان، خواهم که باشی این زمان
تو سَرده و من سرگران، ای ساقی خمار من"
خندید و میگفت: "ای پسر آری ولیک از حد مبر"
وانگه چنین میکرد سر، کای مست و ای هشیار من
چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان، گر تو نباشی یار من
گفتا: "مباش اندر جهان، تا روی من بینی عیان
خواهی چنین، گم شو چنان، در نفی خود دان کار من"
گفتم: "منم در دام تو، چون گم شوم بیجام تو؟
بفروش یک جامم به جان، وانگه ببین بازار من"
لينكهاي مرتبط:


يك توطئه از پيش تعيين شده. با آيدا،عشق بزرگترين شاعر معاصر بازي كردن. يك مزايده فرمايشي به راه مياندازي و حكم را به نفع فروش آثار شاملو قرار ميدهي، بعد خودت همه وسايل شخصي شاملو را ميخري. مي داني كه ۵۵۰ ميليوني كه امروز ميدهي، فردا سودهاي ميلياردي برايت دارد. پدر براي تو اين است. منبعي براي ثروتمند شدن. تو خوب ياد گرفتهاي كه براي اين مردم شاملو هم مهم نبود، چه رسد به وسايلش، لباسهايش، قلمش، فندكش و همسرش.
انتشارات خوارزمی یكی از پیچیدهترین ناشران ایران است. بعضی معتقدند كه كتابهایش گران است، برخی دیگر معتقدند خوارزمی همان طور که دغدغه فرهنگ و كتاب را دارد، به سودآوری بیشتر از نشر میاندیشد. اما از همه این حرفها كه بگذریم، این ناشر ابعاد دیگری هم دارد. ناشری است كه بسیاری از جاودانههای ادبیات و فلسفه را منتشر كرده است. ترجمههای درخشان خوارزمی با برگردانهایی از مرحوم محمد قاضی، نجف دریابندری و عزتالله فولادوند و محمدحسن لطفی از خاطر فرهنگدوستان زدوده نمیشود.
بیست و یكمین نمایشگاه كتاب تهران با گلههای ناشران و وعدهها و شعارهای مسوولان برگزار شد و این تناقض در عرصه نشر، كه همواره ناشران از وضعیت ممیزی كتاب گلهمندند و مسوولان ارشاد نیز در حال کتمان آن، تنها مربوط به ایام نمایشگاه نمیشود. نه تنها در تمام طول سال، بلكه در تمام طول این سالها تداوم داشته است و مخاطب انگشت شمار كتاب كه هنوز در میان دغدغههای اقتصادی و معیشت، نیم نگاهی هم به كتاب و وضعیت نشر دارد، گوشش از این حرفها پر است. ناشر میگوید كه كاغذ گران است، بعد بحث یارانه مطرح میشود، بعد بحث ناشران خصوصی و دولتی، بعد ممیزی، بعد مدتها انتظار برای مجوز، سپس جوانههای امید شكوفا میشوند و خیل عظیم كتابها در انبار میماند و تنها توجه ناشر و مولف و مترجم به نمایشگاه كتاب دوخته میشود.
امروز
پي بردن به پوچي زندگي پايان راه نيست؛ آغازي براي زندگي است. كامو در سالهاي نخستينِ دهه بيستِ عمرش كوشيد در خود زندگي پاسخي براي مسئله فاجعهآميز بجويد. زندگي را اگر بپذيريم، بهتمامي تجربهاش كنيم و در زمان حال از آن لذت ببريم، چه بسا به توجيه ديگري نيازمند نباشيم. براي واگرداندن وسوسههاي هيچانگاري (نهيليسم) و خودكشي، آيا همين بس نيست كه تا بيشترين حد ممكن زندگي كرد؟ كامو در افسانه سيزيف توضيح ميدهد كه نه انسان و نه جهان هيچكدام پوچ نيستند. پوچي در همزيستي انسان و جهان نهفته است.